سلام ای کهنه عشق من که یاد تو چه پا بر جاست

سلام بر روی ماه تو عزیز دل سلام ازماست

تو یه رویای کوتاهی دعای هر سحر گاهی

شدم خواب عشقت چون مرا اینگونه می خواهی

من آن خاموش خاموشم که با شادی نمی جوشم

ندارم هیچ گناهی جز که از تو چشم نمی پوشم

تو غم در شکل آوازی ٬ شکوه اوج پروازی

نداری هیچ گناهی جز که بر من دل نمی بازی

مرا دیوانه میخواهی ٬ زخود بیگانه میخواهی

مرا دل باخته چون مجنون ٬ ز من افسانه می خواهی

شدم بیگانه با هستی ٬ زخود بی خود تر از مستی

نگاهم کن نگاهم کن ٬  شدم هر آنچه می خواستی

سلام ای کهنه عشق من که یاد تو چه پا بر جاست

سلام بر روی ماه تو ٬ عزیز دل سلام از ماست

بکش دل را شهامت کن ٬ مرا از غصه راحت کن

شدم انگشت نمای خلق ٬ مرا تو درس عبرت کن

بکن حرف مرا باور ٬ نیابی از من عاشق تر

نمی ترسم من از اقرار ٬ گذشته آب از سرم دیگر

سلام ای کهنه عشق من که یاد تو چه پا بر جاست

سلام بر روی ماه تو ٬ عزیز دل سلام از ماست.......

- این شعر فقط یک شعر زیباست! و هیچ ربطی به حس و حال نویسنده فعلی این وبلاگ ندارد! حرف در نیاورید لطفآ !بله!!

 

/ 5 نظر / 15 بازدید
همايون

چه داری این تمنّاها، ببند آن دیدگانت را خیالم کن خیالم کن خیالین گردش مینا در این صحرای پهناور، که هستی ناممش، باور بکردم عشق، دریایست، دران صحرای شنّاور برو ساقی چه بی‌تابی، به یک لحظه بهل مستی که زیباروست معشوقم، چه در مستی چه هشیاری برو ساقی به عشّاقان، خبر ده این این مه تابان که خورشیدش بود معشوق، همان خورشید آسِمّان؛ بدین شب گرفتست روی، ز روی این مه خوشروی چو برق چهر رویین‌فام معشوقم، ببردست آب ماه، روی سلام ای کهنه عشق من که یاد تو چه پا بر جاست سلام بر روی ماه تو ٬ عزیز دل سلام از ماست از این درد و دل مستی، چه ‌باکی دارم و ترسی همه هستی براین چرخد، غریق ساغردریای سرمستی چه داری این تمنّاها، ببند آن دیدگانت را خیالم کن خیالم کن خیالین گردش مینا...

فربد

من کاری به پست ندارم... من چون يه نفر را ملاقات کردم خيلی خوشحالم هميشه شاد باشی

کاميار

چرا وبلاگت را آپديت نمی کنی؟