شب یلداست - ۵ سالمه - / برف میاد / - یه عالمه برف بازی دارم - یه آدم برفی میسازم ٬ قد خودم ٬ یکم بزرگتر.

دستمام یخ زده - دستام و میگیره ههههاااا میکنه - دستامو میزاره تو آب گرم .

میگم : آدم برفی ساختم - بریم ببینی ؟  .. میگه : میریم ... میگم : همین الان بریم ... دستشو میکشم ... میگم بدووووو دیگه ....

ایناهاش ... نه ٬ نه ایناهاش ... آدم برفیم نیستش .... همین جا بود ....

یه خانمی اومد جلو گفت بچه جون آدم برفیت آب شد رفت تو زمین .

گریه ام گرفت - بغلم کرد - بوسیدم ٬ گفت : گریه نکن آدم برفیت تو زمین نیست ٬ تو هواست .

گریه نکن دیگه ... من مامان بزرگی ٬ من بشم آدم برفی ؟؟ با من بازی کنی .... اون شب یلدا یه عالمه بازی کردیم ....

/

/

چند سال بعد - شب یلدا - برف میومد - آدم برفیم - نرفت تو زمین ٬ برای همیشه رفت تو هوا ......

/

شب یلدا خیلی غشنگه .

/ 3 نظر / 10 بازدید
فريبا

يادته سب يلدا پارسال شيما من پولمو وخاممم اوويييی شيما

فريبا

نگينکم فنچ عزيزم دلم برات تنگيده دارم به شدت خرر ميزنم قبولم