با این همه مشکلی که از زمین و زمان داره میباره حرف زدن از دل دیگه چیه؟....انگار یادم رفته همین چند وقت پیش هق هق گریه هایم از خدا فقط یک چیز را طلب میکرد... یادم رفته که چقدر به آرزوهایم خندیدم...و بعد از خنده چقدر گریستم.!! نه یادم نرفته!....

درد و دل زیاد دارم..مینویسم و یک روز برای همیشه « حذف » میکنم.

/ 2 نظر / 15 بازدید
آرش

درود چشم هايم بي حضورت حوصله ي نگاهم را ندارند قدم در چشمانم نمي گذاري ... ؟؟؟ بدرود

علیرضا

یاد گرفتم بنویسم چیزی را که یک نفر مثل خودم در شبهایی اینچنین بتواند بخواندش. l.Cohen دوست من موفق باشی و قلمت همیشه روشن بمونه.