یه روز فوق العاده خسته کننده مثله دوشنبه! که از ۸ صبح تا ۷ شب کلاس داری!که میدونی حتماْ تشنه میشی! که میدونی آب دانشگاه شوره و نمی خوری! میدونی که چون فاصله دانشکده تا سلف زیاده صد سال پا نمیشی بری سلف! میری برای خودت یه بطری آب معدنی میخری! و اون بطری آب تورو از ۸ تا ۶.۵ شب میذاره سر کار!!!!!!

مگه باز میشد در این بطری آب! از ۸ صبح هر کاری کردم باز نمیشد..از یه دختر خانمی هم خواستم کمکم کنه اونم نتونست باز کنه!! با کلید..خودکار...هر چی میشد افتاده بودیم به جون این در بطر ی ولی باز نشد...ساعت ۶.۵ عصر سر کلاس ساعت آخر که قرآن هم بود...ماجرای این بطری را برای دوستم تعریف کردم و اون با یک اشاره کوچیک در بطری را باز کرد!!!(میخوام باز نمیشد دیگه صد سال سیاه) .

Image(337).jpgاینم عکس از همون بطری آب!

راستی من نمیدونم چرا اینقدر این استاد کلاس قرآن رو جدی گرفته بود؟!(البته قرآن را باید جدی گرفت ولی نه اینکه از اول ساعت بگه جزوه بنویسین بعد هم بگه ۲جلسه غیبت درس حذف میشه) احساس میکرد داره به ما روش  شکاف اتم درس میده!

/ 2 نظر / 14 بازدید
ساناز

سلام نگين جون می بينم که به ما سر می زنی عزيز...خيلی خيلی ممنو.....ولی آخه ببين هر کی ندونه من می دونم که اين فربد مورد انضباطی اصلا نداره...به هر حال آدم برادر خودشو می شناسه ديگه............بچه مون پاستوريزه است من باهاش بزرگ شدم........اينه که ديگه قرار نشد داداش منو بيشتر خودم بشناسی... حالا مرسی از اينکه اومدی و اينا هم همه شوخی بود...خدا جنس اين پسرا رو می شناسه و بس (خطاب به فربد...زياد به خودت ور ندار...ـ) مورد انضباطی شما ديدی به خودم اطلاع بده درستش می کنم حرف خانم معمار هم نزن...بسکه وصفشو شنيديم بسمونه.....

فربد

سلام.خسته نباشيد.مرسی از نظرتون نه.من ورودی بهمنم و به امید خدا سال دیگه امتحان میدم. ماه گرفتگی را هم نمی دونستم. کاش شب تو بیابون بخوابیم.راستی این جمله که گفتید یعنی چه ؟؟؟ موفق باشید