فال

در پی یک شب بیخوابی ٬ تنهایی ٬ صدای جیرجیرک ها ٬ شمردن ستاره های آسمان کویر و باز حافظ!!!

میل من سوی وصال و قصد او سوی فراق             ترک کام خودگرفتم تا بر آید کام دوست!

/ 6 نظر / 15 بازدید
امين

روزها فکر من اينست و همه شب سخنم که چرا فارغ از احوال دل خويشتنم سلام

فربد

او که می ماند نخواهد رفت او که رفته است نخواهد رسید او که رسیده است پشیمان است این همه از شکستن سکوت چه عاید آینه شد ؟! رفتن هم حرف عجیبی شبیه اشتباه آمدن است تو بگو ... دایره تا کجای این نقطه خواهد گریست ؟ ...

ارشيا

اقا من هم متوجه شدم کيه.کاملا مشخصه هرکس هنوز هم نفهميده بايد به خودش شک کنه

نگار

من میدونم بگم

ارشيا

چرا که نه؟ما خود فراق را برگزيده ايم. چرا ياد نمی گيريم به هم بگيم دوستت دارم؟چيزی از ما کم نمی شه.بالاخره بايد گفت .اگر مثل من ترسو نيستي. اگر از نه شنيدن نمی ترسيد