- در حال اصلاح استراتژی های رفتاری خویش در مواقع هولیجات هستم !

وقتی یهو ۳شب بیدار میشی ٬ میبینی همه جا تاریکه ٬ خب تا اینجاش ن پرابلم ! اما وقتی کلید برق و بزنی ببینی بازهم همه جا تاریکه ! اون وقته که پرابلم دار میشی ! و حس میکنی ماری کوری گشتی !! و ناگهان هول میشی و با صدای رساااا میگی:  وااااااایی من کجام ؟! وو اهالی منزل رو با فارغ العقل بودنت به شک و شبه می اندازی !!! خب برق هم میرود گاهی!!
-
خب وقتی شب تشنه بشی و اون چشمای آلبالو گیلاس چینت در نشانه گرفتن حلق و بطری آب دچار خطای دید مفصلی شود و اون بطری آب ناگهان در سروصورت و مهمتر از آن رختخوابت جاری گردد !!خواب از کله ات میپرد و تا صبح به بلندی قامت شتر مرغ ها تامل میکنی و به این فکر میکنی که آیا چشم شتر مرغ از گاو بزرگ تر است یا خیر؟؟و این که ای بابا آهو هم جزء خانواده گاوه !!!
-
وقتی مام بیدارت میکنه ادامه درس هات رو بخونی و تو در خواب و بیداری ۲~۳ بار میگی : به من چه کلاغ کی میزاد !!!!!!!!! خب مام بیچاره رو از ارشد خوندنت منصرف میکنی !
-
وقتی پدر خانواده با هزار امید و آرزو از خواب بیدارت میکنه شام بخوری و بلند به بابا میگی : بهت میگم شیب ٪۵ توسه فیزیکی ممنوعه !!!!!! خب بابا حق داره بگه تو از عجایب خلقتی !!
-
وقتی به مامانت میگی مامان میخوابم اگه جمعیتم از ۵ بیشتر شد منو از خواب بیدار کن !!!!!! خب مام حق داره نگران بشه هی برات ۶۰ درو صلوات نذر کنه !!
-
وقتی ۲تا بطری آب و جلوی چشم مراقب سر جلسه کنکور می خوری  و بعد ۳ مرتبه میری به مراقب میگی خانم من موبایل نیاوردم ولی شما منو بگردین ببینین آوردم !!!!!!!!!!!!!!!!!! اون مراقب بیچاره هی میگه مگه شما دم در بازرسی نشدید ؟ تو هم با حفظ اعتماد به نفس میگی بله باز رسی شدم !! بعد دوباره میگی میدونم نیاوردم ولی شما منو بازرسی کنید نکنه اورده باشم یهو زنگ بخوره!!!!!!!!!!! خب اون مراقب دیگه چی داره بهت بگه؟؟
-
خدایا یکم مغز بزار تو این مغز دونیه ما پلییییز!!

- نام این وبلاگ هم از ما هیج ما جا خالینیشخند به نگین نوشت تغییر دادیم. نام قبلی غلط انداز و وسله چسبان بود! دوستان اگر کسی مطلبی نوشت که کمی حس و حال عاشقی داشت قبل از قضاوت بیخود به چند چیز فکر کنید : 1- اصلآ ای نویسنده حال عاشق شدن دارد یا نه ؟ 2- اصلآ این مطالب به چه کسی بر میگردد؟به کسی درون خانواده مثله پدر مادر خواهر برادر و .. یا خارج از آن؟؟3-اصلآ پست های سال 85-86 این وبلاگ را فقط خود نویسنده نوشته یا گاهی یکنفر دیگر؟؟4- از خودتان این هم بپرسید که به من چه؟؟

  
نویسنده : نگین ; ساعت ٦:۱٥ ‎ب.ظ روز ۱۳ اسفند ۱۳۸٦
تگ ها :