بر سر آنم که.....

جرقه های فکری ام زیاد شده اند٬ آنقدر زیاد که میترسم در پی آن کاشفی گردم مشهور!!!کاشف بودن ترس هم دارد ٬ آنوقت آدم هایی هستند که تو را کشف میکنند٬ به خاطر کشفت ٬ نه تو!...........این جرقه ها فکرم را نمیسوزانند ٬ بارور میکنند ! اما دلم را کباب.....فاصله بین عقل و دل را ببین !! یکی را میسازد یکی را میسوزد ! دوستی اس ام اس داد که ؛ کجایی؟؛...گفتم: کوری؟! کنارت نشسته ام....گفت : میدانم اما کجایی؟.....گفتم : پش جرقه هایم!!!!.....گفت: جرقه هایت مرا میسوزاند؟؟....گفتم: تورا نمی دانم ٬ اما خیلی ها را میسوزاند!!!!

بر سر آنم که گر ز دست برآید                 دست به کاری زنم که غصه سر آید!!

  
نویسنده : نگین ; ساعت ۱:۳٩ ‎ق.ظ روز ۱٠ اردیبهشت ۱۳۸٦
تگ ها :