خونه مادر بزرگه هزارتا قصه داره.... خونه مادر بزرگه شادی و غصه داره.... خونه مادر بزرگه حرف های تازه داره ....خونه مادر بزرگه گیاه و سبزه داره.... تو حوض خونه ما همیشه سبزه زاره ....دشتاش همش بوی گل اینجا همش بهاره.... دل وقتی مهربونه شادی میاد می مونه ....خوش بختی از رو دیوار سر میکشه تو خونه!!!!

پ.ن:آخی یادش بخیر ٬ مخمل٬مادر بزرگه ٬ نوک طلا ٬ نوک سیاه ٬ هاپوکومار٬...ما چه کارتون هایی میدیدم...خیلی با حال بودن خداییش !...این سوواسا اوزارای بیچاره یادمه از این جمعه تا جمعه بعد همین طور تو هوا میموند!!!من که عشقم چوبین بود...لولک و بولک٬ پت و مت٬ حنا٬ پسر شجاع٬ممول٬هایدی جکی وجيل٬(وای من میمردم برای این دوتا)٬بل و سباستين ٬بامزي و دوستان٬واتو واتو٬شهر آجيلی ٬سلندپيتی(الهی الان یه دوستی دارم که چشماش منو یاد سلندپیتی میندازه)٬ خرس های مهربون(آخی٬ یادمه آرزو میکردم یکیشونو داشتم٬ البته آرزوم این جوری برآورده شد که عروسکش رو دارم ) و.....

وای یه شعر منو تا کجا برد! ولی واقعاْ من هنوز این کارتون هارو دوست دارم..الان کارتون ها خیلی وحشتناک شدن...همش جنگه فضاییه.....این بچه های الان برای همینه که اینجوری شدن! نمی دونم دقیقاْ چه جوری.......ولی مثله بچگی ما نیستن! مگه نه؟؟؟

توی این کارتون های جدید هم *شرک و گارفیلد* را خیلی دوست دارم.

  
نویسنده : نگین ; ساعت ۱٢:٥٦ ‎ق.ظ روز ۱۸ اسفند ۱۳۸٥
تگ ها :