آخه یکی نیست بگه بچه بگیر بخواب ٬ کله سحر کنکور دادنت چیه؟اونم ارشد!!!!!!ولی واقعاً سوالها خوب بود٬ سخت هم نبود٬ ولی خوب من هنوز یکی از درسها که با ضریب ۳ بود تازه این ترم(۷) میخونم.پس ایشالا سال دیگه!

وقت امتحان که تمام شد ٬ دختری که پشت سر من نشسته بود اومد به من گفت: زبان و خوب زدی؟...گفتم: آره....گفت: وای من همه زبان رو از روی تو دیدم و زدم٬چه خوب!......گفتم: آّهان٬ گروه امتحانیت چی بود؟......گفت:خوب مهندسی علوم خاک دیگه!!......گفتم:خوشبختم...منم مهندسی محیط زیست!!! و به سرعت از جلوی چشمش دور شدم چون احتمال خفگی را میدیدم!

خدا رو شکر میکنم که چپ دست نیستم! چپ دست بودن بد نیست ها٬ گیر آدم های نفهم بیوفتی بده!!! یه دختری سر جلسه امتحان میگفت آقا من مشکل دارم.. من نمیتونم روی این صندلی راحت نیستم ٬ من چپ دستم! صندلی منو عوض کنین!...اون آقاهه رفت و برگشت یک برگه آورد شماره دانشجویی دختره را یادداشت کرد و گفت مورد اخلاقی دارید!!ایجاد آشفتگی٬ اون هم سر جلسه کنکور!!!!.(و به این صورت مشکل اون دختر خانم حل شد!!!)

  

نویسنده : نگین ; ساعت ٤:٢٦ ‎ق.ظ روز ۱٢ اسفند ۱۳۸٥
تگ ها :