با این همه مشکلی که از زمین و زمان داره میباره حرف زدن از دل دیگه چیه؟....انگار یادم رفته همین چند وقت پیش هق هق گریه هایم از خدا فقط یک چیز را طلب میکرد... یادم رفته که چقدر به آرزوهایم خندیدم...و بعد از خنده چقدر گریستم.!! نه یادم نرفته!....

درد و دل زیاد دارم..مینویسم و یک روز برای همیشه « حذف » میکنم.

  
نویسنده : نگین ; ساعت ٤:۳۳ ‎ب.ظ روز ٢٢ بهمن ۱۳۸٥
تگ ها :