دلمو بردی باز از اون دیگه چی میخوای

دارو ندارم مال تو دیگه چی میخوای

برو بزار بسوزم من با بی کسی هام

برو بزار بمونم با دلواپسی هام

هیچی نپرس فقط برو ولی فراموشم نکن

شمعمو آب میشم به پات برو خاموشم نکن

اگه یه روز ورق زدی دفتر خاطراتتو

یادت بیاد قلب منم میشینه چشم براه تو

آره برو ولی بدون اینجا یکی میمرد برات

باور نکردی عشقشو اگه قسم میخورد برات

میری برو  ولی فقط اینو یادت باشه عزیز

اشکه زلالتو جلو چشم غریبه ها نریز

هیچی نپرس فقط برو ولی فراموشم نکن

شمعمو آب میشم به پات برو و خاموشم نکن

دلمو بردی باز از اون دیگه چی میخوای

دارو ندارم مال تو دیگه چی میخوای

برو بزار بسوزم من با بی کسی هام!.......

- این پست توسط نویسنده فعلی این وبلاگ نوشته نشده . نویسنده فعلی از این شعر بدش میاد حتی لبخند

  
نویسنده : نگین ; ساعت ۱:٤٧ ‎ق.ظ روز ۱٤ دی ۱۳۸٥
تگ ها :