- ما    ه ر س     ن م ی خ و ر ی م     ک ه !

- به ما ۲۰ هزار تومان جایزه نفیس داده اند . ما نمی دانیم این ۲۰ تومان را به جای نفازلین در چشممان بریزیم یا در گوشمان ... ما این ۲۰ تومان را جلوی آینه گذاشته ایم ٬ شاید فرجی گردد ....

- ما تحقیق خود را در یک مجله علمی دیدیم ... ما بسیار برای خودمان ذوق کردیم ... ما ذوق مرگ شدیم وقتی دیدیم دوستان به ما پی ایچ دی داده اند و ما را دکتر خطاب کرده اند .. ما از این لطف دوستان شرمسار گشتیم .... گفتیم ما که هنوز پشت ارشد هستیم .... که دیدیم دوستان یک لطف دیگر هم کردند و اسم فامیل ما را تغییر داده اند ٬ و آنها حتی اسم مارا هم  ؛ بیژن ؛ گذاشته اند !! ..ما داشتیم به این فکر میکردیم که این چه اسمی است که برای ما  انتخاب کردند ٬ ناگهان ۲ مان افتاد ... بد جوری هم ....

/ ما هرس نمیخوریم / .

- ما موهایمان بلند گشته ٬ سلمانی به ما وقت نمیدهد ! .. ما نمیدانیم چرا هروقت میخواهیم به سلمانی برویم آمار ازدواج زیاد میشود ٬ و همه سلمانی ها عروس دارند !!...
ما موهایمان در شب دور سرمان میپیچد و روی اعصاب ما پارازیت می اندازد ٬ اگر ما در شب ناگهان خفه گشتیم خونمان گردن این سلمانی ها ! ...

- ما یزد بودیم ... ما نیم پز گشتیم ... ما روی این حساب که هوا بس ناجوانمردانه سرد خواهد بود ٬ کاپشن پوشیدیم و قسمت هایی از مقنعه و مانتو که زیر کاپشن بود را اتو نزدیم ... هوا ناگهان گرم گشت و ما هی سوختیم ...کاپشن را در نیاوردیم ...هی خودمان را باد زدیم....  و هی در دلمان به این آقا پسرهایی که با آستین کوتاه میدیدم حسودی ورزیدیم .... و در پاسخ نگاه پرسشگر آنانی که مرا میدیدند با این کاپشن و در حال باد بزن ...در دلمان میگفتیم : رنگ رخساره مگر خبر نمیدهد از سرررر درون آیا ؟!!! خدا برسان مرگ ما یک جبهه هوای سرد و کم فشار !!!!

- برای ما دمپایی خریده اند.... دمپایی ما عکس scooby-doo دارد ٬ ما به scooby ارادت خاص داریم ..هرگاه میپوشیم وجدانمان درد میگیرد ... مرتب به روی ماه scooby که زیر پایمان است نگاه میکنیم و از او عذر میخواهیم ....

- این روز ها ما احتیاج به اعصاب زنبور داریم که به بیرون برویم ...  این شلوغی پلوغی ها به مذاجمان سازگار نمیباشد ..

- ما هرس نمیخوریم .... ما اصلآ چیزی نمیخوریم .... ما اشتهامان داغان شده !! ما اصلآ نمی دانیم چه مان شده ...

 پ ن : غرض نوشتن یک پست از هرس دلمان بود که بحمدلله حاصل شد .

  
نویسنده : نگین ; ساعت ۸:٢۸ ‎ب.ظ روز ٢۳ اسفند ۱۳۸٦
تگ ها :