...

اون همه ناامیدیه قبل از عید رو نسبت میدی به حال و هوای خستگیه آخر سال و تصمیم میگیری بعد از اون سال جدید و پر از انرژی شروع کنی و خستگی سال قبل رو جبران ! هفته اول بد نمیگذره خوبه اما یهو یه تلخیه  محض همه چیز رو میریزه بهم.و باور نمیکنی اون چیزیرو که باید و مقابل نیروی عظیمی قرار میگیری که از انجا که توان مقابله با ان نداری کم م ی آ و ری . کم ! و امروز تصمیم میگیری قوی باشی ! و روزت را دوباره شروع کنی .

خب بالاخره بعد از یه دوره تعطیلی روحی و جسمی امروز شرایط به روال عادی خود بر گشت و چه هوای خوبی  شده این روزها ...

 

  
نویسنده : نگین ; ساعت ۱۱:٢۱ ‎ب.ظ روز ۱٧ فروردین ۱۳۸۸
تگ ها :

دید و باز دید عید هم ؟؟

 

قومی متفکرند اندر ره دین             قومی به گمان فتاده در راه یقین

میترسم از آنکه بانگ آید روزی        که ای بی خبران راه نه آن است و نه این

خیام ، به راستی که میشود با اندیشه هایت هنوز هم اندیشید ... اما فقط اندیشید همین.



  
نویسنده : نگین ; ساعت ۱۱:٥۳ ‎ب.ظ روز ۸ فروردین ۱۳۸۸
تگ ها :

 

روزها گفته ام ای ماه که چون سال شود نو      

عید را کرده بهانه رخ زیبایت ببوسم

پ.ن: این شعر قشنگترین و ازرشمند ترین عیدی بود که من از بزرگ عزیزی گرفتم که وجودش همیشه بهترین هدیه بوده..

  
نویسنده : نگین ; ساعت ۱۱:٠٩ ‎ب.ظ روز ۱ فروردین ۱۳۸۸
تگ ها :