-گرمه! وسط مردادیم!

- همیشه تو سرمای زمستون و برگ ریزون پاییز و شورو شوق بهار ...همه فکرم پیش وسط مرداد....میگم آخ کی میشه ۱۵ مرداد ...درست وسط تابستون!!! شاید فکر میکنم وسط مرداد این سالها مثله همون سالهای بستنی کیم و دوچرخه و گرگی رنگیه....

-آهان گفتم بستنی! شده تاحالا بخوای بستنی بخوری٬ جلوی یه بچه افغانی؟؟شده نگاهش خشک بشه به بستنی تو؟ شده بری همه بستنی خودتو بدی به اون؟؟شده بشینی فقط بستنی خوردنشو نگاه کنی؟؟تا حالا با این همه ذوق بستنی خوردی؟؟...

-گرمه ها ! وسط مردادیم!

-گفتم گرمه! آهان یاد یه سلام گرم افتادم تو دمای زیر صفر!! و یه خداحافظی سردِ سرد اونم تو دمای ۵۰ درجه کویری!!! رفتیم آوردیم!!!بار و بندیل دانشجویی و جمع کردیم..... حالا دیگه خداحافظ غذاهای فریزری !!! و آخیش سلام آرامش!

- گفتم دانشجویی !‌درسه که تموم شد که غر بزنیم درس داریم !!!حالا غر میزنیم  کار نداریم!! در هر صورت (غر) را باید زد از واجباته!

-خیلی گرمه!!وسسسسسط مردادیم!!

ـ راستی تاحالا شده به زور بخوای صدای دلتو بشنوی؟؟؟ ...........غار قور غاررررررررررر قوورررررر

ـ آقا خوشحااااال شدیم !! ولی گرمه ...

 

  
نویسنده : نگین ; ساعت ۳:٥۳ ‎ق.ظ روز ٢٥ امرداد ۱۳۸٦
تگ ها :