شستشو آن هم از نوع مغزی ؟؟! آن هم من؟؟؟؟؟ من که افکارم در مغزم جوشکاری شده! از کی تا  حالا آهن هم شسته میشود ؟؟!..... انگار هر چه بیشتر کناره گیری کنی بیشتر....

* تا  حالا برای تو پیش آمده که دیگر خنده ات بگیرد و از خودت بپرسی ...واقعآ به من چه؟!!....

- پ .ن : آخه خدایا ببین همه دوران دانشجویی دارن ماهم داریم!!!!! این ترم آخری دیگه این جریان خیلی ترسناکه هااااا خیلی هم جدی!

  
نویسنده : نگین ; ساعت ٢:٤٤ ‎ب.ظ روز ٤ خرداد ۱۳۸٦
تگ ها :

 

راهی تازه ٬ سخت ٬ اما... با ارزش ! ارزشش این است که دیگر از این دسته بغضها نمیبلعم ! منطقی شدم... یک خداحافظی اساسی !...و شروع میشود اولین گامهای من... و انتهای راهم را عجیب روشن میبینم ...آنقدر روشن که....و من قسم خوردم که....

  

نویسنده : نگین ; ساعت ۱:٠٩ ‎ق.ظ روز ٤ خرداد ۱۳۸٦
تگ ها :